به نام خدا

آب را گل نکنیم، شاید این آب روان ....

 

مقدمه: هیچ کس انتظار نداشت روزی آقای احمدی نژاد تا این اندازه در برابر رهبر معظم انقلاب ، بهانه جویی کند و بحران آفرینی نماید. اما هر چه بود این اوضاع مدتی جامعه را تحت شعاع خویش قرار داد و باعث ملتهب شدن اوضاع سیاسی کشور گردید به گونه ای که از این رهگذر ، جریانات جدیدی شکل گرفتند و خط و خطوط سیاسی نوینی ، خودنمایی کرد.مرزها تغییر کرد و افراد زیاید از هم فاصله گرفتند و البته افرادی هم به هم نزدیک شدند.تنها در این مسیر بی انصافی هایی که از جانب برخی نظریه پردازان ، صورت پذیرفت ، نشان از عدم صداقت برخی از آقایان داشت. به گونه ای که این افراد به هر نحو سعی دارند رقیب را با ناجوانمردی ناکام کنند. و جالب این این افراد در راستای خواسته رهبر معظم انقلاب گام بر نمیدارند و واکنش های این افراد برعکس توصیه رهبر انقلاب دچار التهاب جامعه میشود.

و اما،

 

برداشت اول:یادش بخیر! آن قدیما تا کسی میخواست انتقادی از دولت داشته باشد و به آقای رییس جمهور بگوید بالای چشمت ابروست !خبرگزاریها فریاد وا اسلاما سر میدادند و با یک اقدام حساب شده زنجیر وار ، از خبرگزاری فارس گرفته و روزنامه کیهان و تریبونهای نماز جمعه و هزارات سایت و وبلاگ و ... چنان منتقد را به گردباد انتقاد! میگرفتند که طرف بیچاره چاره ای جز عقب نشینی و پذیرش آنچه را که قبول نداشت ، نداشت. و داشت به خود می قبولاند که فلانی تو حتما اشتباه کردی برو دهانت را آب بکش  و گرنه مگر میشود یک انتقاد ساده این همه مخالفت داشته باشد؟!

برداشت دوم: اما امروز دیگر از آن حمایتها خبری نیست گویی « آن ممه را لولو خورده» به هر سایتی که تا دیروز با رییس جمهور می خواست «جهان را مدیریت »کند سر میزنی از 10 خبر تیتر اول آن 9 مورد درباره ، انحراف و مذمت سحر و جادو جنبل و شطح و طامات و رمال و جنگیری است و مشائیسم و خطرات احتمالی آن  در سر برگ سایتهای هوادار دیروز دولت به عینه مشاهده میشود و همه میدانند که منظورشان کیست! اگر دلتان گرفته باشد و بخواهید ذکر مصیبتی ، مداحیی و این چنین چیزهای مناسبتی  گوش کنید ، با پیچاندن ولوم اسپیکر ناگهان یکه میخورید که نکند آدرس را اشتباه آمده اید؟! ویک  انگشت به دهان  و دیگر به سوی ولوم اسپیکر از خیر ذکر مصیبت میگذری ، تازه گاهی فکر میکنید در سایتهای اینترنتی مسابقه ای به نام  ماراتن بدگویی به مشایی و غیره و ذالک برگزار شده است.

برداشت سوم:آیت الله مصباح در مصاحبه با هفته نامه "شما" ارگان حزب موتلفه اسلامی از قول دوستی اهل سیاست که در کشور 5 تا مثل ایشان شاید باشد نقل میکند: «این شخص (منظور آقای احمدی نژاد)اگر رأی بیاورد، بیش از ۵۰۰ هزار تا نخواهد بود. فکر بیشتر از ۵۰۰ هزار تا را نکن». و آقای علیرضا زاکانی هم در جریان دیدار با آقای احمدی نژاد از او شنیده بود که گفته بود الان من 35 میلیون رای دارم ( به نقل از سایتهای اینترنتی)

حالابا این وجود به یاد شعر فردوسی میافتیم که میفرماید: که رستم یلی بود در سیستان   منش کردم رستم دستان.

احمدی نژاد را خودمان تا اینجا رسانده ایم ، حال ایا سزاوار است اینگونه یک شبه وی را با حجمی از تبلغات منفی مواجه کنیم که تا خانم بداغی  بیایید پاسخ یک سایت یا روزنامه را بدهد صدها انتقاد دیگر متوجهش میکنند. بدبختانه دولت در 6 سال قبل حتی یک مورد از اینگونه انتقادات زنجیره ای را به خود ندیده تا حداقل از تجربه برخورد با چنین موارد برخوردار باشد.اینجاست که بحران آفرینی جای پاسخ معقول را میگیرد و متضررین نهایی نظام ، ملت  هستند.. به گذشته بنگرید درست است کارهای بزرگی در این دولت انجام گرفته است اما اشتباهات از این دست کم هم نداشته است.  نمایندگان محترم مجلس که تا دیروز «گویی همه جا گل و بلبل بوده »در دفاع از برنامه  دولت نهم و دهم  سنگ تمام میگذاشتند و از کمترین حقوق خانه ملت در برابر قانون گریزی های  دولت محترم دفاع نکردند و مجلس را به صحنه تظاهرات علیه فلان جریان مخالف دولت تبدیل کرده بودند و شعار مرگ بر سر میدادند، الان دیگر از آنها پذیرفته نیست که اینچنین اسمان ریسمان کنند دم از سوال و استیضاح ، حتی عدم کفایت سیاسی بزنند که چرا رییس جمهور وزیر ورزش و تربیت بدنی را به مجلس معرفی نمیکنید یا در ادغام وزارت خانه ها خلاف قانون رفتارمیکند. و خود به تفسیر قانون مینشیند و خود را کارگر مجلس نمیداند.

برداشت چهارم: به فرهنگ ایرانی رجوع میکنیم پی به مشکل کار میبریم و آن سیاه و سفید دیدن صرف است . ما یا سیاه سیاه میبینیم یا سفید سفید و خاکستری هم محلی از اعراب ندارد. و نکته ظریف اینجاست که مرز بین سیاه و سفید به اندازه تار مویی است.خوب باید بپذیریم احمدی نژاد هم بنده خدا هر ادعایی تا کنون داشته ادعایی خدایی و پیامبری و امامت نداشته است. و او هم مانند تمام انسانهای عادی روی زمین ،به واسطه  انسان بودنش  در اشتباه به روی او باز است. و اگر مشکلی در این راه وجود داشته است مشکل از خود ما بوده است که ایشان را به واسطه فطرت انسانی اش انگونه که نبوده است ( مطلق) به حساب آورده ایم و حالا هم از او انتظار کاری را داریم که در توانش نیست.

برداشت پنجم: فتنه را که همه بیاد داریم ! حالا که قرار است یار گرمابه  و گلستانمان را نقش بر زمین کنیم پس چه بهتر از این راه گریزی به فتنه منظورشان همان اصلاح طلبان است زده باشیم. و با آسمان ریسمان کردنهای نه چندان معقول سعی در اتصال این وصله ناجور که باعث واکنش بسیاری از دلسوزان نظام شده است. به جریان اصلاح طلبی دارند.که جای تامل دارد.

برداشت پایانی: ایا بهتر نیست کمی منصف باشیم .

تاریخ 25 اردیبهشت